باز آمدم چون عیدِ نو...

  • پرینت
.



نوروز را با طرح‌های نو جشن می‌گیریم و در سال نو، سال ۱۳۹۴ خورشیدی، مصمم‌تر از پیش به راه خود ادامه می‌دهیم. و عیدی ما به شما، باز هم کیهانِ لندن، در دستان شما!

وقتی کیهان لندن در ماه اوت ۲۰۱۳ انتشار نسخۀ چاپی خود را متوقف کرد، بسیاری از خوانندگان کیهان با اندوه و بغض تماس می‌گرفتند و می‌پرسیدند چه کاری از دست آنها بر می‌آید. اینان عمدتا مشترکان و همراهان وفادار کیهان در سی سال انتشار این روزنامه در خارج از کشور بودند.

واقعیت اما این بود که کیهان لندن در شرایطی کار مؤسسۀ خود را- که در تهران توسط رژیم ایران غصب شده بود- در لندن دوباره از سر گرفت که نه از امکانات گستردۀ آن مؤسسه خبری بود، نه از خیل خوانندگانی که «کیهان» و «اطلاعات» بخشی از زندگی روزانه‌شان شده بود، و نه از تکنولوژی ارتباطاتی که در ده پانزده سال گذشته رشد و گسترش سرسام‌آورش بسیاری از مطبوعات را از میدان به در کرد.

این بود که کیهان لندن با اینکه توانسته بود بر آن دو وضعیت مربوط به گذشته غلبه کند، اما مانند بسیاری از مطبوعات در برابر تکنولوژی ارتباطات که به سرعت فراگیر می‌شد، مجبور بود تصمیم بگیرد: یا با توقف انتشار نسخۀ چاپی به زندگی خود پایان دهد و یا خود را با جهان امروز و امکانات جدید رسانه‌ها تطبیق دهد. بر سر این دوراهی یک نکته اما مسلّم بود: دیگر نمی‌شد به شیوۀ گذشته به حیات مطبوعاتی خود ادامه داد. نه از نظر مالی امکان‌اش وجود داشت، و نه از نظر حفظ مخاطبانی که به طور فزاینده به رسانه‌های مجازی و امکانات الکترونیک روی می‌آوردند و به ساده‌ترین شکل می‌توانستند به گسترده‌ترین خبرها و گزارش‌ها و مطالب دست پیدا کنند.

کیهان لندن تصمیم گرفت بماند. اینکه از سوی برخی، توقف انتشار نسخۀ چاپی آن، مترادفِ «تعطیلی» و «توقف» فعالیت آن قلمداد شد، یا از سر بی‌توجهی و بی‌مهری بوده و یا شاید آرزو و تمایلی که به آن شکل بیان شد! فعالیت کیهان لندن اما نه تعطیل و نه متوقف شده بود. ترفندهای گوناگون هم چه در جهت تصاحب نام آن و چه در جهت لنگ کردن کار آن به جایی نرسید.

کیهان همراه و شاهدِ ملّیِ دورانِ تبعید و مهاجرت ایرانیان در سه دهه بوده است. چگونه می‌توانست دیگر نباشد؟! پس با کمترین امکاناتِ تصورناپذیر به زندگی ادامه داد، با مجرای تغذیه و تنفسی که از یک سو از مخاطبان خود نیرو می‌گرفت و از سوی دیگر از همت، پشتکار و پایداری سمجِ کمترین افرادِ ممکن. کیهان ماند و توانست خود را بازسازی کند. توانست با همراهی علاقمندانی که حاضر بودند، و هستند، شانه خود را زیر بار سنگین مسئولیت نگاهداریِ این میراث فرهنگی قرار دهند نه تنها جامۀ نو بپوشد بلکه کیهان هفتگی را نیز در شکل و شمایل روزنامه‌ای که می‌شناسیم، این بار در اینترنت، ارائه کند و چنان بکوشد که شاید انتشار نسخه چاپی کیهان لندن نیز با انطباق بر شرایط امروز ممکن شود.

امروز نیز، پس از آنکه آگهی‌های کیهان لندن در شبکه‌های اجتماعی و چند رسانه، از جمله تلویزیون پارس و سایت گویا منتشر شد، بسیاری از خوانندگان از ایران و کشورهای دیگر، گاه با بغض، تماس می‌گرفتند و از انتشار دوباره آن ابراز شادی می‌کردند.

تنها توضیح و دلیلی که برای این پیگیری، پشتکار و پایداری ما وجود دارد از یک سو شرایطِ ایران و این اشتیاقِ مخاطبان ما، و از سوی دیگر سرشت و سرنوشت خودِ کیهان است: کیهان زمانی روزنامه‌ای خوشنام در ایران بود. کیهانِ لندن به مثابه یک رسانۀ حرفه‌ای، مستقل، آزاد و ملّی، بازتاب آن خوشنامی و آن چهرۀ دیگر ایران و ایرانیان است.

مولوی:

بازآمدم چون عید نو تا قفلِ زندان بشکنم
وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم


کیهان